شنبه دریایی
دیروز بعد از ظهر وقتی بابا کورش ساعت 5:30 اومد خونه یه کم مامانی حوصله اش سر رفته بود و خواستم که بریم بیرون باباکورشم گفت خب سریع آماده بشید تا هوا تاریک نشده بریم دریا که به کیارادم خوش بگذره ما هم تند تند آماده شدیم و پیش به سوی دریا ....دیروز برای اولین بار کلمه دریا را میگفتی پسرم هرجند هنوزم راحتری که بگی آبی ولی وقتی ما میگفتیم دریا شما هم تکرار میکردی...اینقدر عاشق آبی که وقتی داخل ماشین هستیم ودریا را میبینی دائم مامان را صدا میکنی و به در ماشین اشاره میکنی که یعنی باز کنیم و زودتر بریم داخل آب....البته جمعه گذشته هم رفته بودیم ولی یه کم دیر رفتیم و زود هوا تاریک شد...خلاصه اینکه به قدری شیفته آب بازی هستی که حتی وقتی خونه برمیگردیم...













