تولد پنج سالگی...
همون طور که قبلا واست گفتم امسال همه بچه ها توی مهد تولدشون را جشن گرفتند و چون تعدادبچه ها هم زیاد بود تقریبا هر هفته دو تا تولد داشتیم واسه همین شما هم لحظه شماری میکردی تا بهار بشه و نوبت تولد شما بشه , بنابراین تولد 5 سالگی شما هم در مهد کودک در کنار دوستانت با شادی برگزار شد...![]()

کیک و تم تولدت هم به سلیقه خودت مرد عنکبوتی انتخاب شد البته برخلاف میل من ولی همین که شما خوشحال بودی برای من یک دنیا ارزش داشت...![]()

مامان فدای اون چال لپت بشه ...![]()


عکس یادگاری با مربی مهربونت و مدیریت مهد کودک...

عکس یادگاری با خانم غنی زاده عزیز و خاله سمیه مهربون...![]()

عکس یادگاری با دوست خوبمون خاله بهاره جان و حسین کوچولو...

عکس یادگاری با پسر بچه های کلاس...
آخه مگه من میتونم این عکس با این ژست خوردنیت را ببینم و ضعف نکنم برات قشنگ مامان![]()


عکس یادگاری با دختر کوچولوهای کلاس...![]()



روشن کردن فشفشه و برق هیجان چشمهای قشنگت و هیجان دوستات...![]()



فوت کردن شمع 5 سالگی البته به صورت دسته جمعی...![]()

بعد از فوت کردن شمع نوبت به برش کیک رسید که اول همه بچه ها یک نفر یک نفر با چاقو رقصیدند و بعد با رقص چاقو را به شما دادند و این قسمت هم با وجود شما کوچولوها بسیار با مزه بود و با خاله سمیه و مربیتون کلی خندیدیم...
ناگفته نماند که شما هم در کنار دوستات برای اولین بار رقصیدی و البته بسیار هم زیبا...![]()


برش کیک (عکس بی کیفیت )![]()

باز کردن هدیه هایی که دوستانت زحمت کشیده بودند که این قسمت یکی از جذاب ترین قسمتهای تولدت بود چون هدیه هرکسی را باز میکردند باید شما را میبوسید و شما ازش تشکر میکردی و همه این مراحل با وجود شما کوچولوهای دوست داشتنی لحظه های شادی را واسمون خاطره کرد...![]()

در اخر هم بازی با برف شادی و هیجان و شادی شما بچه ها ...![]()



جشن تولد 5 سالگی شما هم در کنار دوستانت توی مهد به خوبی برگزار شد و بسیار خوشحال و راضی بودی و لذت بردی و برای من هم چیزی مهمتر از شادی و رضایت شما و لذت از دنیای کودکانه شما نیست...![]()
فدای تو تمام دنیای من...



تولد پنج سالگی... 




