لولوس كجايي ؟؟؟
چند شب پيش ساعت نه و ده شب بود كه توي ترافيك داخل ماشين نشسته بوديم ...كه من ديدم شما بيرون را نگاه ميكني و ميگي لولوس كجايي ؟ اولش متوجه نشدم چي ميگي ولي بعد حدس زدم منظورت چي ....ولي صبر كردم ببينم درست متوجه شدم كه ديدم بله.....حدسم درست بوده و از تعجب داشتم شاخ درمياوردم ماجرا از اين قرار بود كه: توي اين خيابون يه مغازه كنتاكي و پيتزا فروشي هست كه آرم مغازه اش يه خروسه و شما داشتي دنبال اون مغازه ميگشتي....ولي چيزي كه باعث تعجب من شده بود اين كه توي اون موقع شب از كجا ميدونستي كه ما توي همون خيابون هستيم و وقتي كه به مغازه رسيديم گفتي آهان ايناها لولوس.... الهي مامان فداي هوشت بشه كه اينقدر به همه چي دقت ميكني خودت بگو ...










